برای کشتی های بی حرکت ، موج ها تصمیم می گیرند !

یکی از بزرگترین افتخاراتمونم اینه که یه بار تو پلنگ صورتی رو چمدونش نوشته بود : IRAN :|

بچه های مردم آلبوم میدن بیرون، ما هنوز کله مونو می کنیم تو آستین موقع لباس پوشیدن

بچه: بابا نقاشیم قشنگه؟
پدر: آره پسرم، چی کشیدی؟ - یه گاو که داره علف می خوره.
- کو علف؟ - گاو خورد ...
- کو گاو؟ - علف رو خورد، رفته پی پی کنه , الان میاد

صبح ماشین آشغالی اومده تو کوچمون ، بابام صدام زده میگه پاشو گوشیت داره زنگ میخوره :|

دختر عموم از وقتی دماغشو عمل کرده
کمی فارسی یادش رفته
بعضی کلملت رو انگلیسی میگه
مثلا میگه : اوه مای گاد تیچر خصوصیم قراره بیاد :|
تو کل عمرش هم فقط یه سفر خارج از کشور داشته اونم 8 سال پیش رفته کربلا و برگشته :|

بعد 10 روز از شمال اومدم خونه .. بابام میگه :
دیشب نبودی ! کجا بودی؟
:|
اصن يه وضي